سفره ی زرد خزانی

 

دوباره در فضای خاطر من

چراغ یاد تو گردیده روشن

به رگهایم گل یادت تنیده

دوباره دل به سویت پر کشیده

فضای خاطرم پر گشته از تو

فراهم گشته ای از عطر شب بو

میان سفره ی زرد خزانی

تنیده بوی عشقت ارغوانی

تو هستی لذت سر شار پرواز

تویی در قصه های من سر آغاز

تویی عشق فروزان در وجودم

تویی آهنگ من ، شعرم ، سرودم

کجایی تا بخوانی سرنوشتم

جهنم میشود بیتو بهشتم

بیایی با تو غمهایم سر آید

پرنده با تو بال و پر گشاید

بیا بگذار با تو پر گشایم

کنار تو برای تو سرایم

بیا با دستهای پر ستاره

بتاب از مشرق شعرم دوباره

بگو تا کی کشم خط خط به تقویم؟

بیا که بیتو عمر من شده نیم

بیا با لهجه ی زیبای باران

بیا با هدیه ی سبز بهاران

بیا با عطر گلهای شقایق

بیا با دست های سبز و عاشق

بیا پرواز را از سر بگیریم

به سمت آرزو ها پر بگیریم

بیا با بوسه و گلهای میخک

قدم هایت بروی دل مبارک

04.10.2008

 

 

/ 7 نظر / 34 بازدید
میران

سلا وصد سلام بر شاعر شرین سخن صنم جان. چه خوب شد که بعد ازمدتها سکوت رابرهم زدی واین مثنوی قشنگ و زیبا را نوشتی. این شعر مملوازصمیمیت وعاطفه است. امیدوارم که خودت هم همیشه صمیمی وعاطفی باشی. [گل]

لــــمر

با عرض ســلام و حـــرمت! بســـیار شـــعر زیــبا و عالـی مثل همیشه . موفق و کامیاب باشید

دریاباری

غزلواره ها دقایقی دارد که دانستن آن شرط سرایش است. این دقایق را اگاهی واستفاده از شعر به عنوان ضنعت تعریق کرده اند. صنعت شعری همان جلوه های موافق با این فن شریف است. اما؛ انچه مهمتر است : عاشق بودن است یعنی انچه باعث حرمان نشود! به عبارت دیگر اولا شعر باشد یعنی جان داشته باشد ؛ جان اشفته و دردمند ؛ غوغاگر نه اغوا گر!؛ وبعد .... درغزلواره( صنم عنبرین) سوزناکی جان شیفته بازتاب دارد. اینکه وآزگان ، پی رنگ؛ مارپیچی اندیشه و اجساس ؛ همخوانی واکها-یا -تناسب ضربی حروف چقدردرین افرینش ملموس و سهیم اند. بماند دریک فرصت دیگر. . . بیا بادستهای پر ستاره بتاب ازمشرق شعرم دوباره . . بامعذرت ازجسارت که رفت. دریاباری

ناديه فضل

ناز ناز [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] horoofe PC man kharab shud,natwanestan benwissam anra ke delam mikhwast.

زبیر

عنبرین عزیز سلام و ادب به حضورت. (بیا با بوسه و گلهای میخک قدم هایت بروی دل مبارک ...) چه زیبا و دلانگیز بود بار بار خواندمش و کیف کردم دستت درد نکند قدم هایت را به جاده شعر سبز و استوار میخواهم. با حرمت فراوان

تمیم حمید

بیا با بوسه و گلهای میخک.... خیلی قشنگ!