بهار من گل نسرین ندارد

سحرگه این شب چرکین ندارد

نشد یک التجای ما اجابت

دعای ما مگر آمین ندارد

***

عشق آمد و رنگ زندگانی بخشید

رنگ دگری به این جوانی بخشید

یک پنجره رو به نسترن ها بگشود

یک شهر نشاط و نغمه خوانی بخشید

***

 نگاهت شعر سبز نو بهارم

تویی نور نگاهم  ،  غمگسارم

بزن لبخند تا صبحم شود سبز

برای خنده هایت بیقرارم

/ 16 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام شعرهای زیبایی هستند وبلاگتم قشنگه به امید پیشرفت روز افزون . [گل][بغل]

مروارید

سلام فرزانه ی عزیز. زیبا و ظریف و دلنشین است آن شعری که خواهمش همین است. سروش تخیل هماره مهمانت باد. سعادتخواه ات (سعادت)

فرید

سلام بر شما. وبلاگ زیبای تان را دیدم. سروده هایتان عالی اند. باز هم خواهم آمد. اگر خواستید بمن هم سر بزنید. موفق باشید.

رامین

سلام بروز هستم،تشریف بیاورید.

کریمی استالفی

خانم عنبرین عزیز درود و سلام برایت میفرستم ! اشعارت گاهی به وجدم می آورد و گاهی اشکم می ریزد . آنقدر اشک ریخته ام که نمیخواهم بیشتر دیدگانم را در تلاتم امواج غرق سازم . سبز باشید

بینا

گر ترا یاد نکردم به خدا خرده مگیر که درین بحر پرازموج خودم گمشده ام ای دوست مهربان، سلامم نثار اندیشۀ والایت باد! انترنت ضعیف است و رشتۀ دوستی ما قوی ، این که از تۀ دل با اخلاص خاص برایت عرض سلام می کنم ، روانم را آرام و جودم را خوشبخت احساس می کنم. زنده و سلامت باشی! بینا

یاسر

سلام عنبرین عزیز دوبیتی عاشقانه و سرشار از صمیمیت ات را خواندم زیبا نوشتی موفق باشی

سالار

عنبرین جان تو باد پخته ایمان تو باد باچنین شعر نفیس دلم کردی شادشاد واقعا شعر های جالب دارید زنده باشید