معتاد قهوه خانهء چشمان تو منم
آن دوره گرد کوچهء ارمان تو منم
خلقیست روبه قبله و من در نهان خویش
آن عابد عبادت پنهان تو منم
دریای بی کرانهء امید من تویی
 اشکی چکیده بر سر دامان تو منم
من دشت انتظار و تو ابر ترانه بار
بر من بریز تشنهء باران تو منم
من آن صنم که خویش شکستم به پای عشق
آن بت پرست تازه مسلمان تو منم
آوازه ات رسید که از راه میرسی
آن رقص گرد باد بیابان تو  منم

 

/ 5 نظر / 24 بازدید
تمیم حمید

درود! باز هم این سروده نهایت قشنگ را خواندم و لذت بردم.

m. khoshneviss

your poems are so nice and to a large extent professional. especially your images are exciting . for example I can refer to these : من دشت انتظار و تو ابر ترانه بار بر من بریز تشنهء باران تو منم آوازه ات رسید که از راه میرسی آن رقص گرد باد بیابان تو منم good luck

صبا

زیبا نوشتس باز هم عنبرین عزیزم[گل]

نصیر سهام

بانوی بزرگ شعر سر زمینم صنم عنبرین گرامی! در جمع کار های اخیرتان شعر قهوه خانهء چشم با ترکیبات زیبا و جدیدش زیاد به دلم نشست . همیشه ترانه بار میخواهمتان . شاد وآرام باشید