حسرت يرواز

پرواز ميخواهد دلم بال و پری بازم بده
در اوج های آسمان فرصت به پروازم بده

در سينه تنگم چنان فرياد ها دارم نهان
بنمای آزادم ديگر , گرمی به آوازم بده

از رنگ بيرنگی خود دلگير گرديدم ديگر
بخشا به من رنگی ديگر سوزم بده سازم بده

ديشب نوايی ناله ام پيچید اندر خا نه ام
ای روشنی صبحدم پيكی ز اعجازم بده

صدها سخن اندر زبان دارم چسان سازم بيان
دروازهء دل را گشا مهلت به ابرازم بده

سازی سفر دارم كنون در انتها جاده ام
باری ديگر با بوسه ات ای جان آغازم بده

( صنم)

/ 0 نظر / 14 بازدید