جشن آتشبازی

 

با تو بارانم، خلوص ابرم و دریاستم

با تومجنون معاصر ،مهربان لیلاستم

گرچه سهمم رانوشتند از «الف» تا « یا» سیه

عاشقم بر عشق تا آنجا که نا پیداستم 

عشق می پرد کبوتر وار در اندیشه ام 

یک سحر گاه ِ حقیقت، یک چمن رؤیاستم

همصدای من صدایم از لبان تو خوشست

با تو ترکیبی زخط و رنگم و آواستم

گرمی آغوش تو منظومۀ آزا دگیست

در برت من جشن آتشبازی شبهاستم

 

21.06.11

 

/ 10 نظر / 28 بازدید
سلام دوست عزیز

خوشحال ميشيم به جمع ما بپيونديد و در کنارمون باشید محيطي صميمي و محلي براي فعاليت در دنياي مجازي چت باكس براي اعضا آپلود فايل www.up.perfo.ir مخفي ياب ياهو www.yahoo.perfo.ir ويرايش گر آنلاين http://htmledit.perfo.ir/ منتظرتان هستيم www.perfo.ir[/QUOTE]

رهگذر

سلام خانم عنبرین: مثل همیشه ستودنی و زیباست بهاری و شکوفه باران باشید

kabuliwala

صنم نازنین از اشعارت خوشم می اید. یک بیشنهاد:در مصرع: عشق می پرد کبوتر وار در اندیشه ام -- اگر چنین باشد: عشق زند پر کبوتر وار در اندیشه ام ---- بهتر نه نه خواهد بود؟ لطفا در مورد بیاندیشید. سلامت باشید کابلی والا

ابراهیم

سایه ات گر قدمـــــی بـــــر لب دریـــا زده بود موج دریـــــا به تماشـــــای تو در جا زده بود صبحدم صیـــــت تو پیچید به صحرا چو نسیم عطر گیســـــوی تــــو بر دامن صحرا زده بود می چمیــــدی به چمــــن مست چو آهوی خُتَن ماتـــــش آئینــــه ی دل محـــو تماشا زده بود نور در نور شــــد از بارقـــه ات دشت و دمن اهـــــرمـــــن زانـــو مگر پیـش اهورا زده بود سیـــــب آسیــــب نـزد بـــــر یم حیثیّت خـویش تاج گـــــل بـــــر شـــــرف آدم و حـوّا زده بود حاصلـــی جز عـرق شرم مگر داشــت به روی هر کسـی طعـــــنه به ســـودای زلیخا زده بود کاش بودی که ببیـنی که چــه خون شد دل من غم علَـــــم بر دل مـــــن در شــب یلدا زده بود با تـــــو می شد سپـری گر شب من تا به سحر جِقـّــــــه ام بیـــــرق خـــود را به ثریّا زده بود عقـــــل در کلّـــــه ی خــود داشت اگر مفتی ما آستیـــــن را بـــه تـــــولای تـــــو بالا زده بود

ارغوان

ارغوان درود اشعار زیبا و پر محتوا دارید خوش میشم اگر باشما در تماس باشم ارادتمندتان ارغوان

حمید عیار

خانم عنبرین به سلامت باشید شعر های مقبول تان خیلی دل نواز است.درهمین غزل تان بابندی که نوشته شده /عشق می ىرد کیوتر وار در اندیشه ام/چندان موافق نیستم آرزو که در آن تجدید نظر کنی به تخیل من اگربنویسی که /می پرد همچون کبوتر عشق در اندیشه ام/یک پیشنهاد است امید برمن خرده نګیری می دانم که جوان استی پیشنهاد ها به پسندد قرار نمی ګیرد بانهم نظر دوستانه خود را حضور تان رسانیدم باپیروزی و موفقیت بیشر تان

صنم

درود ... خوندمتون شعري ناب باشيد ياعلي

جواد رها

درود خانم عنبرین شعرهای تان را خواندم، تکه های خوبی دارند. نظرم را بعدتر خواهم نوشت. سبز باشید

ولی شاکر

خانم عنبرین به شما میبالم. اشعارتان احساس برانگیز و ژرف اند. خداوند شما را آسوده و صحتمند داشته باشد، تا بیشتر بسرایید. ولی

پرنیان

بیییییییی نهایت این به دلم نشست